سفارش تبلیغ
صبا ویژن

بیابه هم بگیم دوست دارم

جدید ترین خبر از کنسرت بابک جهانبخش

کنســــــــــــــــــــــــــرت بابـــــــــــــــــــــــک جهان

خبر خوش برای جنوب ایران

کنســـــــــــــــــــــــــــــــــرت بــــــــــــــــــــابک

سه شنبه 20خرداد ساعت18:00

قیمت ها از 300/00تا800/000 ریال

برای بوشهر

برای خرید به www.iranconcert.com سایت مراجعه فرمایید.


[ دوشنبه 93/3/12 ] [ 10:53 عصر ] [ طاها ملکی ] [ نظر ]

زندگی نامه ی بابک جهان بخش و مصاحبه

علی جهانبخش معروف به بابک جهانبخش متولد اول فروردین ماه سال 1362 در شهر بوخوم آلمان است ، دیپلم تجربی است ، متاهل است ، پدرش مهندس الکترونیک و مادرش خانه دار است ، یک خواهر دارد که 8 سال کوچکتر از خودش است ، بابک موسیقی را از سن 5 سالگی با ساز پیانو زیر نظر اساتید المانی در مدرسه ملی موسیقی شروع کرد . در سال 74 برای اولین بار به ایران بازگشت و برای همیشه ماندگار شد و با زنده یاد مسعود میردامادی از آهنگسازها و اساتید بنام قدیمی آشنا شد . و سلفژ و تئوری را فراگرفت با تشویق استادش در سال 76 با اینکه فقط 14 سال داشت برای تست صدا در سازمان صدا و سیما حاضر شد . و مستقیما از ریاست مرکز حفظ و اشاعه آن زمان جناب آقای استاد علی معلم مجوز دریافت کرد . همکاریش با صداوسیما به خاطر جوانیش به طولی نیانجامید و به پیشنهاد زنده یاد مجتبی میرزاده چند سالی صبر کرد چون استاد زمان را برای ارائه کارش خوب نمی دید . در سن 20 سالگی بعد از مدتی وقفه تصمیم گرفت مجموعه ای تحت عنوان چی شده؟ را جمع آوری کند .که در سال 84 توسط شرکت ترانه شرقی وارد بازار ایران شد . پس از استقبال از آلبوم و تراک چی شده با حمایت های روحی مردم و اهل فن به کارش ادامه داد و مجموعه ای تحت عنوان بی اسم را جمع آوری کرد که به تازگی توسط شرکت فرهنگی هنری آوای نکیسا وارد بازار شد . سازهای تخصصی او کیبورد و پیانو و گیتار است ، او علاوه بر موسیقی فعالیتهای ورزشی بسیاری هم انجام می داده از جمله بازی در تیم های فوتبال نوجوانان و جوانان باشگاه های استقلال ، شاهین ، کشاورز و پیام تهران – در رشته کاراته دارای کمربند مشکی پس از یکسال ، در وزن 40 کیلوگرم 2 بار قهرمان کیوکوشین تهران و یک بار برنده برنز ایران در وزن 55 کیلوگرم هم شده ، همچنین علاقه مند به رنگ آبی و استقلالی است .

آلبوم‌ها

    1392:اکسیژن

    1391:من و بارون

   1390: زندگی من
    1389: احساس
    1388: باغ بلور
    1387: بی اسم
    1384: چی شده

مصاحبه با بابک جهانبخش و همسرش مروارید شهریاری در ادامه مطلب


بابک جهانبخش خواننده خوش صدا و جوان کشورمان است که در چند سال اخیر نام خود را در بین بهترینهای پاپ قرار داده است. با بابک جهانبخش به بهانه آلبوم جدیدش و کنسرت اخیرش در تهران همصحبت شدیم، البته سبک این گفتگو با بقیه گفتگوهایمان کمی متفاوت است، در واقع کمی تلگرافی است و سبکش تفاوت دارد… البته همسرش نیز در این گفتگو شرکت داشت…

متولد بوخوم آلمان

بابک جهانبخش در اول فروردین سال 1362 در بوخوم آلمان به دنیا آمد و در سال 84 آلبوم «چی شده» او به عنوان دومین آلبوم سال معرفی شد. از دیگر آلبومهای او میتوان به بیاسم، احساس و زندگی من، که آخرین آلبوم اوست، اشاره کرد…

گفتگو با همسر جهانبخش

خودتان را معرفی کنید.

مروارید شهریاری، متولد تهران و دارای مدرک مدیریت بازرگانی هستم، در حال حاضر مشغول ثبت یک شرکت بازرگانی و همچنین ترجمه یک کتاب بازرگانی میباشم.

از زندگی با بابک راضی هستید؟ و آیا زندگی با یک هنرمند سخت است؟

بابک تا آنجایی که امکانش بوده، سختیهای کارش را داخل خانه نیاورده که من بخواهم احساس سختی کنم در کل از او راضی هستم.

کدام کارهایش را بیشتر دوست دارید؟

من با تمام کارهای بابک ارتباط قلبی خوبی برقرار میکنم و سخت است که بگم کدام کارهایش را بیشتر دوست دارم، چون از لحظه اول تا لحظه آخر هر کارش کنارش بودم ولی آهنگ «به کسی چه» را از آلبوم احساس بیشتر دوست دارم.

بابک جهانبخش بیشتر چه غذایی دوست دارد؟

همه چی(باخنده)

نقطه ضعف بابک.

کمی مکث: زیاد دقت نکردم(باخنده)

خوب یکی از خصوصیات بابک جان را برای ما بگویید؟

خیلی احساساتی.

دیگر؟

آشنایان ره عشق درین بحر عمیق

غرقه گشتند و نگشتند با آب آلوده!

آیا موسیقی بعد از انقلاب در ایران رشد خوبی داشته است؟

بله خیلی، به نظر من الان 10 خواننده هستند که موسیقی ایران را میچرخانند، ولی کسانی هم هستند که میخواهند با پول وارد این عرصه بشوند و یا به زور میخواهند هنر را به خودشان تزریق بکنند، ولی نمیدانند که این کارها فایدهای ندارد چون هنر ذاتی است.

ساز تخصصی شما چیست؟

در سنین نوجوانی پیانو و گیتار مینواختم و بعد شروع کردم به آهنگسازی، تنظیم و…

کنسرت بعدی شما چه زمانی است؟

جدا از تهران در شهرهایی چون، کرمان، رشت و اصفهان اجرا دارم.

اهل سفر کردن، کتاب خواندن و ورزش هستید؟

اهل سفر کردن هستم ولی به خاطر مشغله زیاد وقت کتاب خواندن و ورزش کردن را ندارم.

کارتونهای زمان کودکیات یادت هست؟

تام و جری، پلنگ صورتی و فوتبالیستها

اهل فیلم دیدن هستید؟ آخرین فیلمی که دیدهاید چه بود؟

خیلی زیاد، «نفوذی» فیلم قشنگی بود.

دوست داشتی به کدام دوره از زمان سفر میکردید؟ چرا؟

(با کمی مکث) زمان فرعون، چون میخواستم بپرسم که این اهرام مصر را به چه شکل ساختهاند.(باخنده)

زندگی بدون چی برات جهنمه؟

عشق، به نظر من بیفایده است اگر کسی بدون عشق وارد کاری بشود.

روز اولی که به مدرسه رفتی را یادت هست؟

بله، روز اولی که به مدرسه رفتم یادم میآید که یک کلاههایی شبیه همین کلاههای تولد خودمان به ما میدادند، داخل این کلاهها پر از شکلات و پاستیل بود و ما سال اولیها را بین مقاطع بالاتر میچرخاندند که همه به ما خوشامد بگویند اما من به جای اینکه حواسم به جشن باشد همش دستم در آن کلاه بود و شکلات و پاستیل میخوردم(باخنده)!!!

آخرین جوکی که شنیدی و خندیدی؟

(باخنده): یک آقایی ریش پروفسوری گذاشته بود میره پیش رفیقاش میگه: بچهها هر سوالی دارید امروز بپرسید چون فردا میخوام ریش پروفسوریمو بزنم!!

زندگی را دوست داری چون؟

باید زندگی کرد.

اوقات فراغت خود را به چه شکل سپری میکنید؟

اغلب به مسافرتهای داخلی و خارجی میروم.

نظر واقعی خود را در مورد خبرنگارها بگویید؟

راستش هر کاری جنبههای مثبت و منفی دارد، اما به نظر من اگر خبرنگارها نباشند ما از اطرافمان واقعا بیخبر میمانیم، من هیچ مطلب بدی از سمت خبرنگارها ندیدم و بدون اغراق میگویم که کمک زیادی به اطلاعرسانی میکنند.

اگر یک روز به شما بگویند که باید دو هفته با سه وسیله در یک جزیره زندگی بکنید چه با خودتان میبرید؟

چادر، آب، آتش و اگه شد یواشکی یک تکه نان هم با خودم میبرم که از گشنگی تلف نشوم!!

رفیق روزهای خوب و بد؟

همسر مهربانم.

به چه شکل با همسرتان آشنا شدید؟

من سال 88 در لندن کنسرت داشتم که همسرم یکی از عوامل برگزارکننده آن کنسرت بود، از همان جا با همسرم آشنا شدم. بعد با پدر و مادرم رفتیم به خواستگاری ایشان و بقیه ماجرا که خودتان میدانید…

با یک کلمه این کلمات را کامل کنید:

محسن یگانه: با احساس و با معرفت، ایران: خاک من، فصل: بهار، بهترین آلبوم سال 90: زندگی من(با خنده)، تهران: شهر همیشه بیدار، خانوادهسبز: آقای شجاعیمهر، قبض جریمه: نگو که دلم خونه، فیلم ترسناک: نمیبینم، توپ پلاستیکی: گل کوچک

یک خاطره جالب برایمان بگویید؟

راستش اسم شناسنامهای من علی جهانبخش است و در خانه و فامیل بابک صدایم میزنند. مثلا وقتی میخواهم با هواپیما سفر کنم و شناسنامهام را نشان میدهم هنگامی که اسمم را میبینند میگویند آقا شما برادر بابک جهانبخش هستید؟ من هم مجبور هستم بگویم بله(با خنده)

حرف آخر؟

ممنون از تمام کسانی که به من محبت داشتند و از من حقیر، «بابک جهانبخش» ساختند.


[ چهارشنبه 92/10/18 ] [ 12:18 عصر ] [ طاها ملکی ] [ نظر ]

بابک جهانبخش و گروه نوازندگان

http://www.8pic.ir/images/51614932969178975416.jpg


[ یکشنبه 92/6/10 ] [ 7:25 عصر ] [ طاها ملکی ] [ نظر ]

خونه

وقتی به تو فکر میکنم آیینه ها رو میشکنم
عطر تو هر شب میزنه، سایه ی تو رو پیرهنم

وقتی به تو فکر میکنم لرزه میفته به تنم
تو کل دنیا من میخوام فقط با تو حرف بزنم

چقدر ساکته خونه وقتی تو نیستی
چه کم طاقته خونه وقتی تو نیستی

ببین حال و روزم بهم میخوره
چه ناراحته خونه وقتی تو نیستی

وقتی به تو فکر میکنم احساس میکنم تورو
عادت نمیکنم به تو از تو خیال من نرو
نخواه فراموشت کنم، نمیشه از تو رد بشم
سر مشق هر شبم شده عکستو تنها میکشم
اگه باهام حرف میزدی، شاید که قانع میشدم
دور خودم میگردم و گیجم تو خلوت خودم


[ شنبه 92/6/9 ] [ 5:1 عصر ] [ طاها ملکی ] [ نظر ]

روزمرگی

اصرار نمیکنم که برگردی فقط ازت میخوام بهم بگی
چی کار کردم؟ که نتونستی همراه من باشی تو زندگی

ناراحتم ولی تو راحت باش، روزای از این بد ترم دیدم
نگات میکردم ولی انگار منظور چشماتو نفهمیدم

من با تو فهمیدم تو زندگی یه چیزایی رو نباید بگی
وقتی زیاد گفتم دوست دارم تبدیل شدم به روزمرگی

تو هم از احساست به من بگو، سکوت هرجایی جوابگو نیست
شاید نمیدونی ولی قلبم برای هیچ کس غیر تو رو نیست
با اینکه عشق زندگیم بودی، با اینکه من دور از تو میمیرم

 

اما اگه یه روز منو نخوای مردونه از دنیای تو میرمhttp://www.rouzegareno.ir/files/fa/news/1391/8/1/33706_539.jpg


[ شنبه 92/6/9 ] [ 4:54 عصر ] [ طاها ملکی ] [ نظر ]
   1   2      >